ریشه کلمه “فرزندپروری” در زبان فارسی از دو واژه تشکیل شده است:
- فرزند: این واژه به معنای فرزند یا کودک است و از ریشه فارسی “فرزان” گرفته شده است که به معنای هوشمند، باهوش و خردمند است.
- پروری: این واژه به معنای تربیت، رشد و نگهداری است و از ریشه فارسی “پرور” گرفته شده است که به معنای تغذیه کردن، پرورش دادن و تربیت کردن است.
بنابراین ترکیب این دو واژه کلمه “فرزندپروری” به معنای تربیت و پرورش هوشمندانه فرزندان را تشکیل میدهد.
به این دلیل که ما والدینی هستیم که در دنیای سنتی پرورش یافته و تربیت شدهایم. و به دلیل ناآگاهی والدین آسیبهای زیادی به نسل ما وارد شد. اغلب والدینی داشتیم که سبک تربیت آنها دیکتاتوری بود. به همین علت نسل ما، نسلی مطیع و فرمانبردار است، حتی گاها هم اعتماد به نفس پایینی داشتیم. والدین ما حد و مرزهای سختی برای ما تعیین میکردند و از ما مطالباتی داشتند که بیشتر از سطح توانایی ما بود. از طرفی دیگر به علت تعداد زیاد فرزندان، دردسرهای ناشی از حساسیت والدین مانند امروز نبود. و اینکه به دلیل تفاوت دورههای قبل با امروز، کودکان خیلی سریعتر وارد دنیای بزرگسالی میشدند.

فرزند پروری چیست؟
فرزندپروری به مجموعهای از روشها، فرآیندها و رفتارهایی گفته میشود که برای تربیت و پرورش فرزندان استفاده میشود.
هدف اصلی فرزندپروری، تسهیل رشد و توسعه سالم فرزندان است تا آنها بتوانند در جامعه به عنوان افراد مستقل، مسئول و موفق عمل کنند.
فرزندان شامل مجموعهای از عوامل و عناصر است که بر تربیت و پرورش فرزندان تاثیر میگذارند. این عوامل شامل محیط خانه، تربیت والدین، تعاملات خانوادگی، تحصیلات، فرهنگ و ارزشها، نظام تشویق و تنبیه، سبکهای مدیریتی و دیگر عوامل میباشند.
چالشهای امروزی فرزندپروری
در دنیای مدرن فرزندپروری یکی از سختترین کارها است. و والدین را با چالشهای بسیاری روبه رو کرده است. ازجمله دلایلی که فرزندپروری یکی از چالشهای والدین است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1-مشغله زیاد والدین
امروزه به دلایل متعدد از جمله مشکلات اقتصادی، تجملگرایی، افزایش توقعات، افزایش تمایل بانوان به داشتن استقلال مالی، افزایش میزان حضور بانوان در مشاغل مختلف باعث شده، والدین زمان زیادی را برای کسب مهارت و بدست آوردن پول صرف کنند.
البته مشغله زیاد والدین باعث شده، والدین بخصوص مادران از وقت استراحت خود کم کنند و درگیر مسائل مربوط به فرزندپروری شوند.
2-فشار همسالان والدین
وقتی والدین به ویژه مادران در کنار هم قرار میگیرند، معمولا درباره فرزندانشان صحبت میکنند مثلا اینکه فرزندشان در چه کلاسهایی شرکت کرده، چه موفقیتهایی بدست آورده و… که همه این مکالمات زمینه مقایسه را به وجود میآورند.
مقاله مرتبط: خصوصیات و نشانههای والدین سمی|چطور والدین سمی نباشیم؟
3-فشار شبکههای اجتماعی
امروزه بسیاری از پدران و مادران توانمندیها یا رفتارهای بامزه کودکان خود را در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارند. و این مسئله ممکن است سایر والدین را تحت تاثیر قرار دهد و آنها تصور کنند به اندازه کافی پدر و مادر خوبی نبودهاند.
4-به روز شدن روشهای تربیتی
همانطور که گفتیم در گذشته پدران و مادران ما، به علت تعدد فرزندان، حساسیت زیادی نسبت به فرزندپروری نداشتند. آنها تنها با وضع حد و مرزهای سختگیرانه و سبک تربیتی دیکتاتوری، فرزندانی مطیع و فرمانبردار تربیت میکردند. اما امروزه وضع فرق کرده است. پدران و مادران امروزی که البته فرزندان دیروز بودند روشهای دیکتاتوری را برای تربیت فرزندان خود در پیش نگرفتهاند. البته با افزایش حجم اطلاعات تربیتی و مراقبتی کودکان، در پی یافتن روش درست تربیتی به چالش کشیده شدهاند. این گسترده شدن بار اطلاعات باعث شده است که والدین نتوانند از درستی روشهای مراقبتی که به کار گرفتهاند مطمئن باشند.

5-آمیخته شدن وظیفه همسری و فرزندپروری
امروزه به دلیل بالا رفتن سن ازدواج یا اختلالات باروری، افراد معمولا بلافاصله پس از ازدواج، اقدام به فرزندآوری میکنند. از آن جا که افراد نسبت به فرزند خود احساس مسئولیت بیشتری دارند، مجبورند بیش از نقش همسری، روی نقش پدر یا مادری خود تمرکز کنند.
در واقع به دلیل وظیفه و مسئولیت والدین نسبت به فرزند و از طرف دیگر نیاز بالای کودک به توجه و مراقبت، والدین مجبور هستند زمان و انرژی زیادی را در اختیار فرزند خود گذاشته و زمان و انرژی کمتری برای توجه و رفع نیازهای همسر خود بگذارند. در نتیجه رضایت افراد از زندگی زناشویی کمتر میشود.
چرا فرزندپروری اهمیت بالایی دارد؟
خانواده اولین نهادی است که ما در آن زندگی خود را شروع میکنیم، در آن رشد میکنیم و مراحل زندگی خود را طی میکنیم. خانواده سالم و فرزندان آن اساس یک جامعه سالم هستند.
از آنجائی که تربیت والدین به طور مستقیم در پرورش کودک و بروز ویژگیهای شخصیتی او نقش دارد، فرزندپروری و تربیت صحیح کودک اهمیت ویژهای پیدا میکند.
مهارت فرزند پروری، مهارتی است که والدین قبل از فرزندآوری باید بیاموزند، تا بتوانند به درستی با کودک خود ارتباط برقرار کنند. تربیت فرزند و پرورش ناصحیح او موجب میشود فرد در سنین بزرگسالی با مشکلات حاد عاطفی، رفتاری و … مواجه شود. بنابراین فرزندپروری و یادگیری الگوهای صحیح تربیتی، اهمیت ویژهای در تربیت کودکان دارد.
روشهای فرزندپروری
روشهای متنوعی برای فرزندپروری وجود دارد و هر یک روی یکی از جنبههای رشد و تربیت کودک تمرکز دارند و راهکارهای گوناگونی را در این خصوص ارائه میکنند. تنوع روشهای فرزندپروری ناشی از فرهنگ و ارزشهای هر خانواده یا جامعه میباشد. در ادامه با برخی از روشهای فرزندپروری آشنا میشویم.

1-فرزندپروری مقتدرانه (علمی)
در این روش والدین محبت و احترام را به همراه کنترل رفتارهای کودک هب طور متعادل اجرا میکنند. این والدین همیشه در رفتارهای خود ثبات دارند. این ثبات و پایداری آنها در کودک حس امنیت و اعتماد را به وجود میآورد. وقتی رفتار والدین برای کودک قابل پیشبینی باشد، کودک خلاق، با اعتماد به نفس و مسئولیتپذیر میگردد.
2-فرزندپروری مستبدانه یا دیکتاتوری
در این روش محبت و احترام والدین کمتر است، اما والدین بر رفتارهای کودک کنترل بسیاری دارند. این روش شامل حد و مرزهای بسیار بالا و نامناسب سن کودک است. معمولا در این روش کودکان هیچ حریمی در خانواده ندارند. سطح توقع والدین بسیار بالاتر از سطح توانایی کودک است. این روش باعث میشود کودک دمدمی مزاج، پرخاشگر و دچار اختلالات رفتاری شدیدی گردد. همچنین این کودکان امنیت زیادی در خانواده ندارند.
3-فرزندپروری سهلگیرانه
در این روش برعکس روش قبل، محبت زیادی مورد توجه کودک است، اما کنترل و نظارت کم است. والدینی که از این روش تربیت استفاده میکنند دارای فرزندانی پرخاشگر، ناپخته و لوس هستند. این کودکان در مواجهه با اجتماع و تعاملات اجتماعی بسیار ناپخته و ضعیف عمل میکنند و از فعالیتهای گروهی سرخورده میشوند. به این دلیل که از جامعه و افراد توقع تمکین و اطاعت همانند خانواده را دارند.
4-فرزندپروری بی اعتنا
در این روش هم سطح محبت و احترام به کودک پایین است و هم کنترل و نظارت بر کودک، درست برعکس روش مقتدرانه. والدینی که از این روش برای تربیت کودک خود استفاده میکنند، فرزندان بسیار متوقع، ناتوان در صبر کردن، بیاعتنا به نتیجه، اقدام قبل از فکر کردن، ترجیح دادن رفتارهای پر ریسک و مخاطرهآمیز و ناتوان در خویشتنداری را تربیت میکنند.
تاثیرات رفتار والدین در فرزندپروری
رفتارهای والدین به طور قطع تأثیر زیادی بر فرزندپروری دارند. فرزندان از طریق تعامل با والدین خود الگوها، ارزشها، مهارتها، و شیوههای رفتاری را یاد میگیرند. این تأثیرات میتوانند مثبت یا منفی باشند و از لحاظ هیجانی، اجتماعی و رفتاری بر روی فرزندان تأثیرگذار هستند. در زیر به برخی از تأثیرات مهم رفتارهای والدین بر فرزندان اشاره میکنم:
- الگوی رفتاری: فرزندان از رفتارها و واکنشهای والدین خود الگو میگیرند. اگر والدین به طور مثبت و خودکنترلی با مشکلات روبرو شوند، فرزندان به احتمال زیاد این رفتارها را تقلید میکنند.
- تنظیم هیجان: والدین با نشان دادن عاطفه، احساسات و استرس به فرزندانشان، از او یاد میدهند که چگونه با احساسات خود مرتبط شوند و آنها را کنترل کنند. کودکان مهارتهای هیجانی خود از والدین به ارث میبرند.
- اعتماد به نفس: حمایت و پشتیبانی والدین، باعث افزایش اعتماد به نفس و خود ارزشی فرزندان میشود. برعکس، انتقادها و کنترل زیاد والدین ممکن است باعث کاهش اعتماد به نفس فرزندان شود.
- مهارتهای ارتباطی: روابط والدین با دیگران به عنوان نقطهی مرجع برای فرزندان عمل میکند و آنها را در یادگیری مهارتهای ارتباطی مؤثر میکند. مثلاً، کودکانی که با والدینی مهربان و متعادل همراه هستند، احتمالاً مهارتهای ارتباطی بهتری داشته باشند.
- سبکهای فرزندپروری: تأثیر سبکهای مختلف فرزندپروری بر روی رفتارها و شخصیت فرزندان بسیار مهم است. سبکهای فرزندپروری مانند فرزندپروری مهارتآموز، دلبستگیمحور، اجازهدهنده یا ستیزهجویی میتوانند به طور مستقیم رفتار و شخصیت فرزند را تحت تأثیر قرار دهند.
به طور کلی والدین نقش مهمی در رشد و توسعه فرزندانشان دارند. توجه به نکاتی که گفته شد میتواند به بهبود فرزندپروری و خلق محیطی مثبت برای رشد، نمو و پیشرفت فرزندان کمک کند.
مقاله مرتبط: نقش والدین در تربیت فرزندان مسئولیتپذیر
چند اصل مهم در فرزندپروری
فرزندپروری موفق به مجموعهای از عوامل بستگی دارد و هیچ روش یکسانی برای همه وجود ندارد. در ادامه چند اصل مهم در فرزندپروری در اینجا ذکر میکنیم.

- ارتباط محبتآمیز: ارتباط محبتآمیز شامل به اشتراک گذاشتن زمان کافی، گوش دادن فعال و نشان دادن علاقه و توجه به نیازها و احساسات کودک میشود.
- قوانین و مرزها: تعیین قوانین و مرزهای مناسب برای رفتار فرزندان و اعمال مسئولیتپذیری و احترام به دیگران برای آنها ضروری است. اما حتما باید قوانین را با توجه به سن و توانایی فرزندان تعیین شود.
- پاداش و تشویق: استفاده از پاداشها و تشویقها برای تقویت رفتارهای مثبت و توسعه مهارتهای مورد نیاز فرزندان میتواند موثر باشد. این میتواند شامل تشویق و تمجید، جوایز کوچک یا امتیازهای مثبت باشد.
- مدیریت خشم و احساسات: آموزش به فرزندان برای مدیریت خشم و احساسات منفی مهم است. آنها باید یاد بگیرند که چگونه احساسات خود را به درستی بیان کنند و راههای سالم برای مدیریت خشم و تنش را بیاموزند.
- الگوی مثبت: به عنوان والدین، شما باید الگوی مثبتی برای فرزندان خود باشید. رفتارها و ارزشهایی که شما نشان میدهید، تأثیر قابل توجهی در رشد و توسعه آنها خواهد داشت.
- ارائه حمایت: حمایت و اعتماد به نفس فرزندان بسیار مهم است. آنها باید بدانند که همیشه میتوانند به شما به عنوان یک منبع حمایت و پشتیبانی روانی و احساسی متکی باشند.
کلام پایانی
داشتن یک جامعه سالم، در گرو خانواده سالم و تربیت فرزندان سالم است. زمانی میتوانیم به جامعه سالمتری دست یابیم که افراد در خانواده به درستی تربیت شوند.
