استارتاپ (start-up یا Startup) به کسب و کاری نوپا گفته میشود که با ارائه راه حلی خلاقانه برای رفع یک نیاز به سرعت رشد کرده و به درآمد میرسند. استارتاپها معمولا با ریسک پذیری بالای رو به رو هستند و از آنجایی که یک فرآیند کارآفرینی محسوب میشوند، احتمال شکست و عدم موفقیت آنها نیز وجود دارد. استارتاپ فعالیتی اقتصادی است که هدف آن برطرف کردن نیازهای مشتریان و معمولا بر پایه فناوریهای جدید است
استارتاپها معمولا دارای 2 مشخصه مهم هستند:
ا-تکرارپذیری
تکرارپذیری بودن یک کسب و کار یعنی مدل درآمدی را بتوان بارها و بارها تکرار کرد. و در هر تکرار درآمد حاصل افزایش خواهد یافت
2-مقیاس پذیر بودن
مقیاس پذیر بودن یعنی بتوان مدل درآمدی کسبوکار را با افزایش منابع مالی، منابع انسانی گسترش داده و بدین ترتیب ارزش افزوده بیشتری برای کسبوکار ایجاد کرد.

تعریف استارتاپ
تعریف استارتاپ به عنوان یک واژه انگلیسی در دیکشنری وبستر
دیکشنری وبستر واژه استارتاپ را اینگونه تعریف کرده است:« استارتاپ یک کسب و کار جدید (a new business) است.» (منبع)
همانطور که میبینید طبق این تعریف، دامنه مشاغل استارتاپی بسیار وسیع است. یعنی از نظر دیکشنری وبستر تاسیس یک فروشگاه کوچک یا یک آنلاین شاپ کوچک هم یک استارتاپ در نظر گرفته میشود.
تعریف استارتاپ توسط مرکز کسبوکارهای کوچک آمریکا (USSBA)
مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا یا USSBA، استارتاپ را کسب وکاری در نظر میگیرد که دو ویژگی دارد، نخست این که معمولا حول محور فناوری شکل گرفتهاند و دیگر این که پتانسیل رشد بالایی دارند. (منبع)
به نظر میرسد پتانسیل رشد بالای استارتاپها باعث میشود که آنها همواره دغدغه تامین مالی داشته باشند و به دنبال جذب منابع مالی باشند. چرا که بنیانگذاران استارتاپها بر این باورند جذب سرمایه میتواند به سرعت سهم بیشتری از بازار بالقوه خود را به دست بیاورند و در اختیار بگیرند.
تعریف استارتاپ توسط استیو بلنک
استیو بلنک که از پیشگامان نظریهپردازی در حوزه استارتاپ است، استارتاپ را چنین تعریف کرده:« سازمانی که در جستجوی یک مدل کسب و کار قابل تکرار و مقیاسپذیر است.» (منبع)
سه نکته در این تعریف وجود دارد:
- استارتاپها مجموعههایی مبهم هستند چرا که هنوز مدل کسب وکار خود را کشف نکردهاند. یعنی هنوز نمیدانند محصولشان چیست؟ مشتریان آنها چه کسانی هستند و اینکه چه ارزشی را میخواهند در ازای ارائه محصول یا خدمات به مشتریان عرضه کنند.
- دومین ویژگی این است که شرکتهای استارتاپی به دنبال یک مدل تکرارپذیر هستند. یعنی مدلی که به سادگی بتوان آن را به بازارها یا محصولات دیگر توسعه داد.
- سومین ویژگی مقیاسپذیر بودن است . یعنی همان خدمات و محصولاتی که برای 50 مشتری ارائه میشود برای1000 یا 10000 نفر نیز قابل ارائه باشد.
تعریف استارتاپ توسط اریک ریس
اریک ریس نویسنده کتابی که با عنوان «نوپای ناب» به فارسی ترجمه شده است در این کتاب استارتاپ را چنین تعریف میکند: « استارتاپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.»
او تأکید میکند که استارتاپ یک «نهاد / Institution» است. به بیان دیگر، استارتاپ باید نگاهی فراتر از محصول داشته باشد و مدام در پی رشد و کشف قلمروهای تازه باشد.
انواع استارتاپها کدامند؟
استارتاپ سبک زندگی
کسب وکارهایی که حول محورعلایق بنیانگذار خود تاسیس میشوند. این نوع کسب و کار استارتاپی به بنیانگذارها اجازه میدهد تا در فعالیتهای مورد علاقه خود شرکت کنند و امیدوار باشند که با انجام این کار درآمد کسب کنند. به عنوان مثال، یک آشپز بااشتیاق که یک آموزشگاه برای آموزش آشپزی راهاندازی می کند، در این دسته درنظر گرفتهمیشود.
استارتاپ کسب و کار کوچک
استارتاپهای کوچک معمولا با ویژگی مقیاسپذیری ایجاد نمیشوند. دلیل تاسیس این شرکتها میل به راهاندازی یک کسبوکار است که سرمایه کافی هم برای ثبات مالی دارند. این نوع کسب و کارها لزوما رشد فوقالعادهای ندارند. برای نمونه کسب وکارهای کوچک میتوانیم به فروشگاههای کوچک مواد غذایی یا رستورانها اشاره کنیم.
استارتاپ مقیاسپذیر
استارتاپ مقیاسپذیر یک کسب و کار رشد محور است که یک ایده را پذیرفته و برای رشد سریع کسب وکار و رسیدن به سود در کوتاهترین زمان ممکن تلاش میکنند. این نوع شرکتها نیازمند تحقیقات کامل بازار برای شناسایی فرصتهای قابل بهرهبرداری بازار هستند.
استارتاپ اجتماعی
همه استارتاپها با هدف کسب درآمد طراحی نمیشوند. بری از این شرکتهای نوپا جهت انجام امور خیرخواهانه تاسیس میشوند نظیر موسسات خیریه و سازمانهای غیرانتفاعی که از طریق کمکهای مالی برپا هستند.
استارتاپ شرکتهای بزرگ
در این دسته از استارتاپها، کالاها یا خدماتی قرار میگیرند که به سرعت در بازار شناخته شده و برای عموم قابل عرضه هستند. اما به دلیل تغییرات باز و تجدید نیازهای کاربر فشارهای رقابتی در این نوع تجارت تمایل دارند محصولات جدید را به کاربران جدید در بازارهای مختلف عرضه کنند.
استارتاپ قابل خرید
این دسته از استارتاپها پس از حصول به نتایج مثبتی که توجه دیگران را به خود جلب کند و با هدف فروش به شرکتهای بزرگ متولد میشوند. این استارتاپها در شرکتهای نرمافزاری و موبایل بسیار متداول هستند. نمونهای از این نوع استارتاپها، خرید اینستاگرام توسط فیس بوک است.
ویژگیهای اصلی انواع استارتاپها
برخی تصور میکنند تازه تاسیس بودن یک شرکت به معنای این است که آن شرکت یک استارتاپ است. در حالی که تازه کار بودن یک شرکت به معنی استارتاپ بودن آن نیست.
برای اینکه یک کسبوکار در دسته کسبوکارهای استارتاپی به شمار بیاید، باید چند ویژگی خاص و اصلی یک استارتاپ را در ماهیت اصلی آن وجود داشته باشد. این ویژگیها در واقع ویژگیهایی هستند که همه استارتاپها به صورت مشترک از آن برخوردارند.
1-نوآوری
برای اینکه استارتاپها بتوانند در بدو ورود به عرصه مشکلات و سختیها را تحمل کنند، باید نسبت به رقبا و همکاران خود به نوآوری و مزیت رقابتی مجهز باشند. نوآوری میتواند در محصولات یا در مدل کسب وکار آنها وجود داشته باشد. نوآوری در یک استارتاپ نقش بسیار اساسی دارد، برای همه موسسین و بنیانگذاران باید این نکته را حتما به یاد داشته باشند.

2-سن
شرکت استارتاپی به شرکتی نوپا که در مراحل اولیه مدیریت برند، فروش و استخدام کارمندان است گفته میشود. بیشتر اوقات استارتاپ به کسبوکارهایی که کمتر از چند سال در بازار بودهاند گفته میشود. البته که این تفسیر درست نیست. ممکن است شرکتی با چندین سال سابقه وجود داشته باشد که هنوز در دسته کسبوکارهای استارتاپی قرار میگیرد.
3-ریسک
در هیچ کسبوکاری نمیتوان اقدام به عملی کرد که میزان ریسک یا میزان شکست آن کاملا صفر باشد. همیشه چندین عامل عدم قطعیت در مورد موفقیت کامل یک کسبوکار وجود دارد. شرکتهای استارتاپی که اصلا از این قاعده مستثنی نیستند، حتی این کسبوکارها در معرض ریسک بیشتری قرار دارند. به همین دلیل هست که به استارتاپها مشاغل با سرمایهگذاری ریسک بالا گفته میشود.
4-انعطافپذیری
یکی از ویژگیهای کسبوکارهای استارتاپی این است که این کسبوکارها بسیار پویا و انعطافپذیر هستند و قابلیت این را دارند که با هر چالشی که ممکن است رخ دهد قابلیت انطباق دارند.
- استارتاپها باید توانایی تامین نیازهای لازم برای ساخت محصولات جهت ارائه به مشتریان را داشته باشند.
- همچنین برای تبدیل شدن به یک تجارت پایدار، توانایی برطرف کردن نیازها را در کسبوکار خود گنجانده باشند.
5-حل مشکل
استارتاپها با هدف حل مشکل موجود در بازار پا به عرصه میگذارند و هدف اصلی آنها نیر مرتفع نمودن همین موضوع است. بنابراین برای ایجاد تفاوت نه تنها در بازار بلکه در زندگی افراد از طریق محصول یا خدمت تمرکز میکنند.
6-رشد
از آنجائی که استارتاپها با خلق یک محصول یا خدمت جدید و ایدههای جذاب وارد بازار میشوند، هدف آنها معمولا رشد سریع و زود بازده است. البته برای رشد فوری باید محصولی یا خدمتی ارائه شود که از قابلیت مزیت رقابتی و تقاضای بالا برخوردار است. باید محصولی تولید شود که بتواند تقاضای بازار را بر هم زده یا محصول جدید را به بازارهای جدید معرفی کند.

7-کار تیمی
معمولا استارتاپها از تعداد کمی افراد تشکیل شده است. با این حال کار تیم و تعهد تمام اعضای تیم به اهدا کسب وکار یکی از ویژگیهای مهم استارتاپها است.
مراحل اصلی راهاندازی استارتاپ
شروع راهاندازی یک استارتاپ میتواند کاملا سلیقهای و طبق نظر بنیانگذار آن انجام شود. اما لازم است مراحلی که در زیر آورده شده است، طی گردد.
1-ایده
همه چیز از یک ایده شروع میشود. این ایده میتواند نو باشد و برای برطرف کردن یک نیاز یا دغدغه به وجود آمده باشد یا ایدهای که قبلا وجود داشته را به شیوهای خلاقانه و جدید بهبود داده شود.
در این مرحله باید ایده را محک بزنیم، نیاز بازار را بررسی کنیم، تحقیقات لازم را انجام دهیم تا به این نتیجه برسیم آیا ارزش صرف وقت و سرمایه را دارد یا خیر.
2-ترسیم نقشه راه
مسیر ایده خود را از شروع تا موفقیت ترسیم کنید. حال این مسیر طولانی را به بخشهای کوچکتر تبدیل کنید. به این روش هدف بزرگ به چندین هدف کوچک تقسیم میشود. تقسیم هدف بزرگ به اهداف کوچکتر، دستیابی به پروژه را آسانتر خواهد کرد.

3-ادعای مالکیت
در این مرحله باید ایده استارتاپ ثبت گردد. اگر ایده تکراری بوده و ایدههای مشابه زیادی وجود داشته باشد، کار سخت نخواهد بود، فقط کافی است با کمی خلاقیت در ارائه ایده، ادعای مالکیت به فرد بینانگذار اختصاص داده شود.
اما در برخی موارد ایده استارتاپ مانند اختراع است یعنی ناب بوده و تا به حال به ذهن کسی این ایده خطور نکرده است. کافی است با مراجعه به پایگاه اطلاعرسانی مرکز مالکیت معنوی، مراحل ثبت ایده انجام شود تا فرد موسس بتواند نسبت به مالکیت ایده، ادعا کند.
4-تولید نمونه اولیه
در این مرحله یک نمونه اولیه یا minimum viable product (MVP) یا محصول اولیه معرفی میشود تا بتوانند سرمایه یا استقبال از محصول را برای توسعه آن از بازار دریافت کنند. ارائه نمونه اولیه محصولات یا خدمات استارتاپها در این مرحله به صورت رایگان انجام میشود تا بتواند سرمایه و بازخورد از بازار بگیرد، به همین دلیل چندان رشد درآمدی در این مرحله نباید انتظار داشت.
در این مرحله هنگام ارائه محصول استفاده از یک فرم نظرسنجی کامل و دقیق و پیگیری آن بسیار میتواند مفید واقع شود. از مشتریان باید خواسته شود صادقانه، رک نظر خود را بگویند، زیرا این بخش از مهمترین بخشهای موفقیت ایده استارتاپ خواهد بود.
5-ثبت محصول
استارتاپها همیشه با مفهوم ریسک دست به گریبان هستند، یکی از این ریسکها کپی شدن محصول میباشد. برای این که این ریسک نیز برطرف شود محصول باید در پایگاه اطلاعرسانی مرکز مالکیت معنوی ثبت شود تا از کپی محصول جلوگیری گردد.
6- تیم سازی
تیمسازی یکی از بخشهای بسیار چالش برانگیز راهاندازی یک استارتاپ است. برای رساندن ایده به مرحله اجرایی و تبدیل آن به یک استارتاپ به تیم احتیاج داریم. در مرحله جذب سرمایه، اهمیت تیم بیش از پیش مشخص میگردد. چرا که از نظر سرمایهگذار، توانائیهای تیم بسیار مهم است. سرمایهگذار بر روی افراد تشکیلدهنده و پتانسیلهای تیم نیز سرمایهگذاری میکند. سرمایهگذاران استارتاپهایی با تیم قدرتمند را به بقیه استارتاپها ترجیح میدهند.
7- سرمایهگذار
شاید بزرگترین چالش استارتاپها، پیدا کردن یک سرمایهگذار مطمئن، بزرگ و ریسکپذیر باشد. پیدا کردن چنین سرمایهگذاری میتواند به رشد کسبوکار کمک ویژهای کند.
منابع مالی یک استارتاپ از کجا تامین میشود؟
انواع مختلفی از سرمایهگذاران وجود دارند که در مراحل مختلف رشد استارتاپها به کمک آنها میآیند تا پیشرفت استارتاپ را تضمین کنند و شرایط را برای ورود به بازارهای بزرگتر را فراهم کنند.

سرمایهگذاران فرشته کسبوکار
این دسته از سرمایهگذاران خصوصی، در مرحله مهم و حیاتی به استارتاپها کمک میکنند تا از شرایط بحران عبور کرده و به مرحله خوبی از رشد برسند. اساسیترین نکته برای جذب سرمایهگذاران فرشته تجربه کافی و حرفهای در مکاتبه است تا بتوانید با مدیران این شرکتها وارد مذاکره شوید.
سرمایهگذار خطر پذیر
این دسته از سرمایهگذاران از مهمترین شرکتهایی هستند که بر روی استارتاپها سرمایهگذاری میکنند تا آنها را به وضعیت بهتری در دنیای تجارت رهنمون باشند. این دسته از سرمایهگذاران بیشتر روی استارتاپهایی تمرکز میکنند که احتمال بازگشت سرمایه بیشتری در آنها وجود دارد.
مراکز رشد
یکی از بهترین و مهمترین بخشها برای افزایش توانایی یک استارتاپها وارد میدان میشوند. این مراکز در بازههای زمانی سه ماه تا یک سال از استارتاپها پشتیبانی میکنند. همچنین تمام مراکز رشد خدمات مشاورهای تجارت را نیز ارائه میدهند و همچنین سرمایهای برای استارتاپها فراهم میکنند.
شتاب دهندهها
شتاب دهندهها مشاورههایی تخصصی به استارتاپها ارائه میدهند که کمک زیادی به رشد و توسعه استارتاپ خواهد کرد. بازه زمانی که شتابدهندهها، استارتاپها را همراهی میکنند بین 3 تا 6 ماه متغییر است. مرحله همراهی شتابدهندهها با شرکتهای استارتاپی در مراحل اولیه است، این شرکتها با ارائه مشاوره و سرمایهگذاری به توسعه استارتاپها کمک میکنند.
وام بانکی
استارتاپها میتوانند در نقطه شروع از سرمایه شخصی استفاده کنند، اما در مواردی که سرمایه زیادی لازم است، معمولا از وامهای بانکی استفاده کنند. البته وام بانکی روشی امن برای استارتاپها به شمار نمیرود و در صورتی که ایده منجر به شکست شد، مطمئنا بازگشت سرمایه بسیار دشوار خواهد بود.
سرمایه شخصی
یکی از روشهای مرسوم تامین سرمایه، استفاده از سرمایه شخصی یا تامین سرمایه از طریق دوستان و آشنایان است. این روش تامین سرمایه نسبت به روش وام بانکی مطمئنتر و امنتر است و در قبال آن میتوان در مورد تقسیم سهام نیز مزایایی را برای تامین کننده در نظر گرفت.
وام بلاعوض دولتی
کشورهای پیشرفته، وامهای بلاعوض در اختیار استارتاپها قرار میدهد تا مرحله رشد خود را با موفقیت پشت سر بگذارند.
چک لیست راهاندازی استارتاپ

1-پالایش ایده
ایده را بررسی کنید که از قبل این ایده وجود داشته است یا نه. در صورتی که ایده وجود داشته، استارتاپ شما چه مزیت رقابتی نسبت به پیشتازان بازار دارد؟ پاسخ به این سوالات با یک جستجوی ساده قابل دستیابی است.
2-طرح کسب وکار بنویسید.
زمانی که قصد اجرایی کردن ایده را دارید باید مشخص کنید هدف از کسبوکار شما چیست؟ محصول خود را به چه افرادی میفروشید؟ هزینههای استارتاپ خود را چگونه تامین میکنید؟ و غیره. تمام این سوالات با استفاده از طرح کسبوکار پاسخ داده خواهد شد.
3-بررسی امور مالی
شروع هر کسبوکاری نیاز به هزینه دارد. مشخص کنید در هر مرحله چه هزینههایی دارید و چطور میخواهید این هزینهها را پرداخت کنید.
4-ساختار قانونی کسبوکار
قبل از ثبت کسبوکار لازم است نوع آن را مشخص کنید. ساختار شرکت بر همه فرآیندها و عملیاتهای بعدی تاثیر میگذارد.
5-ثبت کسبوکار
برای اینکه در دنیای کسبوکار شناخته شوید باید از مراحل قانونی و فیلترهای آن عبور کنید.
6-کسبوکار خود را بیمه کنید.
خرید بیمه کمک میکند در صورت شکست راههایی برای بازگشت مجدد وجود داشته باشد. لازم است استارتاپ در مقابل سرقت، حادثه یا رکود بیمه شود.
7-تشکیل تیم
برای برداشتن گامهای مهم و رو به جلو لازم است تیمی تشکیل شود تا بتوانند اهداف کسبوکار را محقق کنند.
8-فروشندگان خود را انتخاب کنید.
هدف از راهاندازی یک کسبوکار، فروش یک محصول، ایده یا خدمت است. پس لازم است این محصول یا ایده به نحوی به بازار معرفی شود. این کار را میتوان به کمک شرکتها یا افراد انجام داد.
9-برند شده و تبلیغ کنید.
دو عامل بسیار مهم و تاثیر گذار در رشد کسبوکار، این است که کسبوکار به یک برند شود و برای ترویج محصول یا خدمت برند، برای آن تبلیغی صورت گیرد.
10-رشد کسبوکار
عمر هر استارتاپ به طور متوسط ۳ سال در نظر گرفته میشود. درصورتی که این استارتاپ موفق باشد، پس از رشد دیگر یک استارتاپ نخواهد بود بلکه به عنوان یک شرکت و یا برند شناخته میشود.
کلام پایانی
ما در این مقاله درباره استارتاپ صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم، استارتاپ کسبوکاری محدود به وبسایت و اپلیکیشن نیست. استارتاپ لزوما یک شرکت کوچک تازه تایسیس نیست. استارتاپ یک فعالیت اقتصادی در جهت برطرف کردن نیازهای مشتری و رویکردی تکرارپذیر و مقیاسپذیر است. انواع تعاریفی که برای استارتاپ وجود دارد را بیان کردیم، با انواع استارتاپها آشنا شدیم، مراحل راهاندازی استارتاپ را شناختیم و با فهمیدیم منابع مالی یک استارتاپ از کجا تامین میگردد. در مقاله زیر میتوانید درباره دلایل شکست استارتاپها بیشتر بخوانید.
