مقاله امروز را با یک سوال چالش برانگیز شروع می‌کنم، به نظر شما معنویت چیست؟ خب اغلب ما وقتی با این سوال مواجه می‌شویم، آن را معادل دین و مذهب می‌دانیم و تصورمان درباره معنویت، به سمت اعتقادات مذهبی سوق پیدا می‌کند. شاید تصورات ما ناشی از این مسئله باشد که ادیان، همواره معنویت را یکی از ابعاد تجربه دینی معرفی کرده‌اند و به همین خاطر بسیاری دین را معادل معنویت می‌دانند. اما معنویت الزما متعلق به هیچ  کدام از ادیان رسمی یا تاریخی نیست. معنویت راهی درونی است که شخص را قادر به کشف ماهیت هستی یا عمیق‌ترین ارزش‌ها می‌سازد.
امروزه در بسیاری از جوامع پیشرفته، افراد زیادی مذهب را از زندگی خود حذف کرده‌اند اما همچنان بعد معنوی در وجودشان زنده است و آن را طلب می‌کنند. پس می‌توان این‌طور استنباط نمود که معنویت منحصر به مذهب نیست. و انسان همواره نیاز به درک هستی و درون خود دارد.

دین نوعی جستجوی بیرونی است در حالی که معنویت جستجوی درون است. معنویت به جای اینکه هدف باشد خود مسیر است؛ یعنی گرایش و شیوه‌ای که فرد برای زندگی برمی‌گزیند نه هدفی که باید به آن برسد. (منبع: ویکی‌پدیا)

معنویت چیست؟

معنویت مجموعه‌ایست از باورهای شخصی که در هنگام جستجو برای معنای زندگی به وجود می‌آید. معنویت یعنی تلاش برای شناخت بهتر روح و روان و درک زندگی و هستی. معنویت حس نیاز اتصال به نیروی برتر در وجود بشر است. برخی معنویت را در مذهب می‌یابند و برخی اشکال دیگر معنویت را به زندگی خود وارد می‌کنند، مانند مدیتیشن.

معنویت مجموعه‌ایست از باورهای شخصی که در هنگام جستجو برای معنای زندگی به وجود می‌آید-بنیانگذار

مزایای معنویت برای زندگی ما

لازم نیست که دیگران بگویند، هر انسانی می‌داند به وجود معنویت در زندگی خود نیاز دارد، و همچنین می‌داند که معنویت می‌تواند چه تاثیرات مفیدی بر جسم و روانش بگذارد. افرادی که در زندگی خود بُعد معنوی را دارند، ویژگی‌های اخلاقی بهتری دارند. این افراد، انسان‌هایی همراه و همدل با دیگران هستند و حس همدردی بسیار با دیگران دارند. اما مزایای بُعد معنوی به همین جا ختم نمی‌شود، از مزایا و نتایج مثبت معنویت در زندگی می‌توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
1-اعتقاد به مسائل معنوی موجب سطح هورمون سروتونین در مغز می‌شود. سروتونین به تثبیت، کاهش اضطراب و افزایش تمرکز موجب می‌شود.
2- موجب خواب بهتر می‌شود.
3-فشار خون را متعادل می‌کند.
4-میزان مرگ و میر را کاهش می‌دهد.
5- اعتقاد به معنویت موجب کاهش افسردگی در فرد می‌شود.
6-عزت نفس انسان‌های معنوی بیشتر از دیگران است.
7- متوجه می‌شویم ما بدن مادی یا ذهن‌مان نیستیم، بلکه چیزی فراتر و بزرگ‌تر هستیم.
8- احساس شادی و سعادت در ما بیشتر می‌شود.
9- به آرامش درونی و نسبتا پایدار دست پیدا می‌کنیم، که به راحتی دست‌خوش اتفاقات و مصائب نمی‌شود.
10- تبدیل به آدمی صبور می‌شویم و در مواجهه با ناملایمات و سختی‌ها، واکنش‌های تاملی از خود نشان می‌دهیم.
11- هنر ایحاد آرامش را می‌آموزیم و اجازه نمی‌دهیم شرایط و موقعیت‌های سخت بر ذهن‌مان تاثیر منفی بگذارد.
12-افکار و احساسات منفی را می‌توانیم از خود دور کنیم.
13- اعتماد به نفس درونی‌مان افزایش پیدا می‌کند.
14-شجاع‌تر می‌شویم و جسارت این را پیدا می‌کنیم از منطقه امن خود پا فراتر بگذاریم
15- عمل ما بر مبنای ارزش‌های عمیق‌تر شکل می‌گیرد.
این موارد بخشی از مزایا و نتایج مثبت حضور معنویت در زندگی ما است. برای روشن کردن زندگی و رشد فردی خود کافی است، بعد معنوی و روحانی خود را متبلور کنیم و دنیای خود را با نور معنویت روشن کنیم.

به آرامش درونی و نسبتا پایدار دست پیدا می‌کنیم، که به راحتی دست‌خوش اتفاقات و مصائب نمی‌شود-بنیانگذار

انواع معنویت

اصل اساسی معنویت این است؛ برقراری ارتباط با خود. که البته راه‌های بسیاری برای آن وجود دارد. در ادامه مقاله به رایج‌ترین انواع معنویت یا به عبارتی راه‌های ارتباطی درونی با خود می‌پردازیم.

1-معنویت عرفانی

معنویت عرفانی بر بخش شهود روح متمرکز است. افرادی که دارای معنویت عرفانی هستند، معتقدند هر تجربه فراتر از دنیای فیزیکی یا مادی است و همه چیز را می‌توان در یک وحدت بزرگتر به دست آورد. به عبارتی این افراد معتقدند در پس هر چیزی یک دلیل وجود دارد، یا اینکه پشت هر مسئله مطلب مهم‌تری وجود دارد و این همان چیزی است که تمام تجربیات را با یکدیگر متحد می‌کند.

2-معنویت استبدادی یا اقتدارگرا

پیروان این معنویت، پیروی از مجموعه‌ای از قوانین و محدودیت را به عنوان معنویت معرفی می‌کنند. اغلب افراد، معنویت استبدادی را با باورهای مذهبی مرتبط می‌دانند. افراد پیرو معنویت استبدادی، می‌توانند نوعی از بنیادگرایان دینی باشند، افرادی که معتقدند دین آن‌ها صادق‌ترین و درست‌ترین دین است. این دسته از افراد تمایل دارند که هر دین یا تفکر دیگری را کنار بگذارند.

3-معنویت فکری

باور اصلی در پشت معنویت فکری، دانش است. افراد پیرو این معنویت،  مستعد کسب دانش در مورد نظریه‌های معنوی و تجزیه و تحلیل اطلاعاتی هستند که در دست دارند. پیروان معنویت فکری مستعد کسب دانش از نظریه‌های معنوی هستند. برای مثال یکی از اشکال این نوع معنویت، مطالعه الهیات است. توجه داشته باشیم که این نوع معنویت صرفا مربوط به تحصیل در زمینه دین نیست، هر دانشی که به افراد کمک کند معنویت خود را بهبود دهند، معنویت فکر محسوب می‌شود.

4-معنویت خدماتی

یکی از رایج‌ترین انواع معنویت‌ها، معنویت خدماتی است. هسته اصلی این معنویت کمک به دیگران بدون هیچ چشم‌داشتی است. انجام کاری که به نفع کسی باشد، بدون اینکه در ازای این کار انتظار چیزی داشته باشد. این معنویت کمک می‌کند افراد با خود معنوی در تماس باشند.

هسته اصلی معنویت خدماتی کمک به دیگران بدون هیچ چشم‌داشتی است-بنیانگذار

5- معنویت اجتماعی

داشتن تجربه حسی آگاه از معنویت آن زمان که در کنار دیگران باشیم، معنویت اجتماعی را توضحی می‌دهد. بسیاری از مردم در هنگام جستجوی هدف معنوی بیشتر در زندگی، بودن در کنار افراد را ترجیح می‌دهند. حضور در گروه‌های مذهبی یکی از راه‌های تجربه معنویت مذهبی است. معنویت اجتماعی را از راه‌های دیگر مانند ورزش، مدیتیشن و غیره نیز می‌توان به دست آورد.

تمرین‌های رشد معنوی

رشد معنوی موجب می‌شود عادات و نگرش‌های کهنه و غریزی، مفاهیم غلط و باورهای اشتباه ما در مورد زندگی از بین برود. این فرایند افق‌های آگاهی انسان را گسترش می‌دهد و امکان درک برخی از حقایق درونی را برای ما آشکار می‌کند.
البته از آنجائی که معنویت ربطی به دین ندارد، لذا برای پرورش معنویت خود نیاز به آداب و مراسم دینی یا مذهبی نداریم. در اینجا به تمرین‌هایی اشاره می‌کنیم که به رشد معنوی ما کمک می‌کنند.

1-دانش
دانش تنها برای یادگیری مسائل مربوط به جهان نیست. دانش مربوط به شناخت خودمان نیز هست، به همین دلیل دانش یکی از تمرین‌های ارزشمند است. شناخت اینکه ما چه کسی هستیم و چرا کارهای خود را به این سبک انجام می‌دهیم.. در این تمرین افراد از روش‌هایی مانند مراقبه، تفکر و مطالعه استفاده می‌کنند. مشهورترین روش‌ها عبارتند از بودائیسم، جنانا یوگا و کابالا.

2- از خود گذشتگی
رهایی از نفس عنصر اصلی این تمرین معنوی است. در این مسیر افراد خود را وقف یک منبع برتر یا صرف آگاهی نسبت به خود می‌کنند تا بتوانند آزادی معنوی را تجربه کنند. از مشهورترین روش‌ها می‌توان به دعا کردن، مانتراها اشاره کرد.

3-مراقبه یا مدیتیشن
مدیتیشن یکی از رایج‌ترین تمرین‌هایی است که افراد برای برقراری ارتباط با خود استفاده می‌کنند. این تمرین معنوی بر اساس آرامش است. از طریق مراقبه یا مدیتیشن، مقابله با چالش‌های زندگی روزمره آسان‌تر می‌باشد و دلیل آن هم این است که ما در مراقبه و مدیتیشن راهی برای رها کردن تمام افکار منفی خود انجام می‌دهیم. راجا یوگا، نادا یوگا و بودائیسم نمونه‌های از این تمرین معنوی هستند.

مدیتیشن یک تمرین معنوی بر اساس آرامش است-بنیانگذار

4- خدمت
این تمرین مشابه معنویت خدماتی است و هدف آن تمرین از خودگذشتگی می‌باشد. از خودگذشتگی نهایی زمانی رخ می‌دهد که ما در ازای کمک هیچ چشم‌داشتی نداشته باشیم. در این تمرین افراد به جای انتظار داشتن از دیگران، تنها به یاری رساندن فکر می‌کنند. داوطلب شدن، فعالیت در صلیب سرخ، کمک به نیازمندان و غیره دراین دسته قرار می‌گیرد.

5-انرژی
این تمرین حول ایده پاکسازی بدن و ذهن می‌گردد. در این تمرین انواع روش‌ها نظیر مدیتیشن، تمرین تنفس، حرکات جسمانی به ما کمک می‌کند. ما در این تمرین از روش‌های مختلف به هدایت معنوی دست پیدا می‌کنیم. در این تمرین هدف دستیابی به جسم و ذهنی پاک و رهایی از عناصر سمی است که در زندگی با آن مواجه می‌شویم.
کلام پایانی
انسان به طور غریزی در پی یافتن معنای زندگی خویش است. ما می‌دانیم در زندگی چیزی باید فراتر از مادیات وجود داشته باشد. برای همین زمانی که مغز تجربه‌های حسی را پردازش می‌کند، تلاش می‌کند برای این تجربه‌های حسی معنای بیابد. پس انسان امروزی بیش از هر چیز به معنویت و راهی برای ارتباط با خود نیاز دارد. ما همانطور که به سلامت جسم خود اهمیت می‌دهیم باید سلامت معنوی خود را نیز در نظر بگیریم.
بنیانگذار خودت باش