عادت چیست؟
این مقاله را با تعریف و بررسی عادت شروع میکنیم و بعد از آن به شکلگیری عادتها و نقش مسیرهای عصبی در پدید آمدن عادتها میپردازیم.
ویکیپدیا، عادتها را اینگونه معرفی کرده است: عادتها، شکل سادهای از یادگیری و هدایت خودکار رفتارها و اعمالی از هر فرد است که وی با حداقل زحمت و انرژی انجامشان میدهد.
چارلز داهیگ در کتاب قدرت عادت، خود درباره عادت اینگونه میگوید، وقتی ما فعالیتی انجام میدهیم، بعد از انجام آن کار، مغز شروع به بررسی این میکند که آیا میتواند این فعالیت را سادهتر کرده و بتواند آنکار را به صورت خودکارتری انجام دهد به طوری که در تکرارهای بعدی مغز کمتر درگیر این فعالیت باشد و در ضمن انرژی کمتری از مغز بگیرد؟ و در صورت امکان آن فعالیت را در یک فرآیند سه بخشی تبدیل به یک فعالیت خودکار کند.، فعالیتی که به آن «عادت» میگوئیم.
این فرآیند دارای سه بخش است؛ بخش اول سرنخ یا نشانهای که باعث ترغیب شخص به انجام آن فعالیت شود. بخش دوم انجام آن فعالیت است که تبدیل به یک فعالیت روتین و خودکار خواهد شد، و آخرین بخش که موجب باعث تقویت یک عادت و تکرار آن میگردد، پاداشی است که فرد در اثر انجام روتین به دست میآورد.
عادت یک روال رفتاری است که به طور منظم تکرار شده و به صورت ناخودآگاه رُخ میدهد.
عادتها چگونه شکل میگیرند؟
شکلگیری عادت را میتوان از دو جنبه روانشناختی و فیزیولوژیکی توضیح داد. که در این مقاله ما به جنبه فیزیولوژیکی شکلگیری عادتها میپردازیم.
در اساس فیزیولوژیکی، ساختار عصبی ما درگیر ساختن عادت میشود. وقتی یک عمل یا کار را به دفعات تکرار کنیم، درون مغز ما یک ارتباط عصبی شکل میگیرد که این ارتباط منجر به ایجاد یک مسیر عصبی میگردد. این مسیر عصبی باعث میشود که انتقال انرژی از اعصاب حسی به حرکتی راحتتر صورت پذیرد. زمانی که یک محرک رفتاری وجود داشته باشد، و در پاسخ به این محرک، یک عمل را بارها و بارها انجام دهیم، ارتباطات مذکور تقویت گردیده و در نهایت منجر به ایجاد ساختاری در سیستم عصبی ما میگردد که به عنوان عادت از آن یاد میکنیم.
حال که با نقش مسیرهای عصبی در شکلگیری عادتها آشنا گردید، در ادامه با ما همراه باشید تا با جزئیات بیشتری در این رابطه آشنا شوید.
مسیر عصبی چیست؟ چطور یک مسیر عصبی جدید ساخته میشود؟
آیا اولین مرتبه که میخواستید دوچرخه سواری را یاد بگیرید، به خاطر دارید؟ من به خوبی آن زمان را به یاد میآورم و دقیقا میدانم چطور دوچرخه سواری را یاد گرفتم. من در کنترل دوچرخه مشکل داشتم و بارها به زمین خوردم تا بلاخره توانستم بعد از یک هفته توانستم، دوچرخه سواری را یاد بگیرم. اما چطور این اتفاق اقتاد؟ جواب مربوط میشود به ساخت مسیر عصبی جدید.
مسیر عصبی چیست؟
مغز ما فرماندهی کل بدنمان را برعهده دارد. مغز از صدها میلیارد سلول عصبی تشکیل شده است. جالب است بدانید که این تعداد مربوط به مغز یک انسان بالغ است و تعداد سلولهای عصبی در کودکان بیشتر میباشد.
ما کلا دو نوع نورون یا سلول عصبی داریم، نورونهای حسی (دندریت) و نورونهای حرکتی (آکسون). زمانی که مغز یک پیام عصبی را به سیستم عصبی ارسال میکند، این پیام از طریق آکسونها به سلول عصبی بعدی منتقل میشود. سلول عصبی دوم، به وسیله دندریتها پیام عصبی را به بدنه سلولی خود میرساند، تا دادهها در بدنه سلولی تحلیل شوند.
وقتی بدنه سلولی پیام را تحلیل کرد، اگر نیاز به انتقال مجدد پیام به سلول عصبی دیگر باشد، از طریق آکسون مجدد این پیام منتقل میشود. به اتصالاتی که میان آکسون و دندریتها برقرار میشود «مسیر عصبی» میگویند.

زمانی که شروع به نوشتن، خواندن، راه رفتن، رانندگی، تایپ کردن و… میکنیم، مسیر عصبی مربوطه برقرار شده و بعد از اتمان آن کار مسیر عصبی جدا میشود.
به عبارتی هر نورون با نورونهای دیگر ارتباط برقرار میکند. زمانی که سلولهای عصبی یا نورونها به یکدیگر متصل میشوند؛ مسیر عصبی ساخته میشود. زمانی که یک مسیر عصبی ایجاد شد، ما میتوانیم یک کار را به خوبی انجام دهیم.
زمانی که ما تصمیم به یادگیری کار جدیدی میگیریم، در ابتدا با مشکل مواجه میشویم و هر چه به تعداد دفعات تکرار و تمرین افزوده میشود بهتر یاد میگیریم. و زمانی میرسد که این کار را به طور ناخودآگاه انجام میدهیم. در واقع مغزمان یک مسیر عصبی جدید برای این فعالیت ساخته است. و انجام آن به یک عادت یا روتین برای ما تبدیل میشود.
زمانی که ما یک فعالیت جدید را انجام میدهیم، و مسیر عصبی مربوط به آن شکل میگیرد، در واقع در حال تغذیه مغزمان هستیم و این اقدام موجب جلوگیری از آلزایمر میشود.
یک مثال جالب
مردم ژاپن به جای قاشق و چنگال از چاپستیک یا همان چوبک غذاخوری برای خوردن غذا استفاده میکنند. حالا تصور کنید مهمان یک خانواده ژاپنی باشید، و به رسم آنها باید با چوبک غذاخوری، ناهار یا شام را میل نمائید. آیا میتوانید غذای خود را با این چوبکها بخورید؟ احتمالا پس از چند بار تلاش کردن، از غذا خوردن منصرف میشود(که البته این کار مودبانه نیست) ولی میزبان ژاپنی شما به راحتی با چوبکها، غذای خود را میخورد.

حالا تصور کنید قضیه برعکس است و اینبار شما میزبان چند مهمان ژاپنی در خانه خود هستید. خواهید دید این مرتبه دوستان ژاپنی شما نمیتوانند قاشق و چنگال را در دست خود بگیرند(لااقل مثل شما نمیتوانند) در حالی که شما به راحتی با قاشق و چنگال غذای خود را میل میکنید.
همین مثال تاثیر مسیر عصبی را نشان میدهد. دوست ژاپنی مثال ما از زمانی که شخصا شروع به غذا خوردن کرده از چوبک استفاده کرده است، در نتیجه مسیر عصبی غذا خوردن با چوبک در مغز او شکل گرفته است. اما در مغز شما مسیر عصبی غذا خوردن با قاشق و چنگال شکل گرفته و شما با قاشق و چنگال به راحتی میتوانید غذا بخورید.
حالا به سالها قبل میرویم، زمانی که شما برای اولین برای غذا خوردن قاشق در دست گرفتید. حتما چند بار قاشق از دست شما افتاده، یا غذا را بر روی لباس خود ریختهاید. ولی در حال حاضر به راحتی با قاشق و چنگال غذا میخورید، حتی حین غذا خوردن با دیگران صحبت میکنید، تلویزیون میبینید. چرا؟ چون مسیر عصبی غذا خوردن با قاشق و چنگال در مغز شما به صورت کامل ساخته شده است. آنقدر در طول زمان این کار را تکرار کردهاید که مسیر عصبی آن بسیار سخت و محکم است. اما برای خوردن غذا با چوبک فقط یک راه دارید باید مسیر عصبی جدید غذا خوردن با چوبک در مغز شما تشکیل شود.
10 اقدام برای ساخت مسیر عصبی جدید
برای ساخت مسیر عصبی جدید دو راه دارید؛ اینکه هر روز کارهای جدید انجام دهید یا کارهای قبلی را به شیوهای جدید انجام دهید. این ترفند ساده به شما در شکلگیری مسیر عصبی جدید و ورزش دادن مغز کمک خواهد کرد. سایر روشها برای ساخت مسیر عصبی جدید:
1-استفاده از دست مخالف
یک روز در هفته، بعضی از کارها را با دست مخالف انجام دهید.
اگر راست دست هستید، یک روز در هفته با دست چپ غذا بخورید.
اگر همیشه ساعت را روی دست چپ میبندید، یک روز در هفته روی دست راست ببندید.
اگر با دست راست مینویسید، یک روز در هفته با دست چپ بنویسید.
همین کارهای به ظاهر ساده باعث میشود مغز شما چندین مسیر جدید برای فعالیتهای روزانه بسازد.

2-فقط در مواقع ضروری به سراغ لیست بروید.
لیست گزینه خوبی برای یادآوری کارها یا خریدها است. اما زمانی باید به سراغ آن بروید که کارها را انجام دادهاید، به لیست نگاهی بیندازید و ببینید چیزی از قلم افتاده است یا خیر.
3- برخی شماره تلفنهای جدید را حفظ کنید.
در موبایلهای امروزی میتوان هر شمارهای را ذخیره کرد. اما یک راه برای ساخت مسیر عصبی جدید این است که برخی از این شمارهها را به خاطر بسپاریم. یک اقدام برای تقویت حافظه این است که هر روز یک شماره تلفن جدید را یاد بگیرید.
4- مسیری تازه را برای رفتن به مقصد انتخاب کنید.
یک تغییر در روتین روزانه مثلا رفتن به خانه یا سرکار از مسیری متفاوت، یا خرید از فروشگاهی متفاوت یا هر چیزی که مسیری متفاوت را برایمان رقم بزند، اقدامی است که به ساخت مسیرهای عصبی جدید کمک میکند.

5- برخی از روتینها را برای مدتی تغییر دهید.
این که باید در زندگی نظم و ترتیب داشته باشم، موضوعی ثابت شده و مسجل است. اما اگر بتوانیم در برخی روتینهای روزانه مثلا روتین صبحگاهی تغییراتی به وجود آوریم، به تشکیل مسیرهای عصبی جدید کمک زیادی نمودهایم. مثلا برای مدتی به جای ورزش صبحگاهی این اقدام را به عصرها موکول کنیم.
6- تمرین حل مسئله
برای مدتی به حل یک مشکل فکر کنید. مثلا به مسائلی و مشکلاتی که در کسبوکار یا زندگی دارید فکر کنید و سعی کنید برای آنها راه حلی بیابید.
7-هر روز یک لیست تهیه کنید.
بله این مورد با گزینه دوم متفاوت است. این تمرین بدین منظور است که ارتباطات جدید در مغز خود بسازید. مثلا لیستی از غذاهایی که دوست دارید. یا لیستی از مکانهایی که به آن سفر کردهاید، را بنویسید.
8- کتاب با موضوعات جدید بخوانید.
هر از گاهی میتوان برای ساخت یک مسیر عصبی جدید یک کتاب در زمینهایی که تا به حال نخواندهاید، بخوانید. تا به حال کتاب علمی نخواندهاید؟ این بار به سراغ کتابهای علمی بروید.

9-داستان گویی کنید.
داستان خواندن یا داستانگویی یک تمرین عالی برای ساختن مسیر عصبی جدید است. هر روز یک داستان کوتاه بخوانید و آن را برای دیگران تعریف کنید.
10-تمرین مشاهده!
هر روز یک موضوع خاص را پیدا کنید و به آن توجه کنید. مثلا مردم بیشتر چه رنگهایی را برای لباس خود انتخاب میکنند! این فقط یک تمرین برای ساخت مسیر عصبی جدید است؛ از شما میخواهیم فقط برای مدتی محدود این تمرین را انجام دهید و مغزتان را با اطلاعات بیهوده خسته نکنید.
کلام پایانی
با خواندن این مقاله پی میبریم آنچه ما عادت مینامیم تکرار منظم یک رفتار است. وقتی یک عمل یا کار را به وقتی کاری را به دفعات تکرار کنیم، درون مغز ما یک ارتباط عصبی شکل میگیرد که این ارتباط منجر به ایجاد یک مسیر عصبی میگردد. زمانی که یک عمل را بارها و بارها انجام دهیم، ارتباطات مذکور تقویت گردیده و در نهایت منجر به ایجاد ساختاری در سیستم عصبی ما میگردد که به عنوان عادت از آن یاد میکنیم.
اما آنچه که لازم است توجه ویژهای داشته باشیم این است که ساخت مسیر عصبی جدید یعنی یادگیری مهارت جدید. زمانی که ما شروع به یادگیری میکنیم؛ مغز ما برای این مهارت یک مسیر عصبی جدید میسازد. البته ساخت مسیر عصبی نیاز به تلاش و استمرار دارد تا به حالتی محکم و قوی برسد. زمانی که این مسیر به استحکام کافی رسید، ما در انجام یک کار نه تنها توانا خواهیم شد بلکه آن فعالیت برای ما تبدیل به یک عادت خواهد گردید.

