خانواده، کوچکترین نهاد اجتماعی است، که فرد در آن متولد میشود. محققان، خانواده را گروهی از افراد تلقی میکنند که روابط آنها بر اساس همخونی، تمایل سببی، یا مکان زندگی مشترک شکل میگیرد.
سازمان ملل متحد نیز خانواده را چنین تعریف میکند: « خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره گفته میشود که با هم زندگی میکنند، درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، ازدواج یا فرزندخوادگی با هم نسبت دارند.»
خانواده هر تعریفی که داشته باشد، تاثیر انکارناپذیری بر جامعه دارد. زمانی که خانوادهای موفق باشد، به احتمال بسیار، اعضای آن در جامعه افرادی مفید هستند و بالعکس.
تعریف خانواده موفق چیست؟
هرکس مانند تعریف موفقیت، تعریف مختص به خود را از خانواده موفق دارد. اما در یک جمعبندی میتوانیم خانواده موفق را چنین تعریف کنیم:
«یک خانواده موفق، در واقع خانوادهای است که در هر یک از اعضای آن احساس و شخصیت فردی مثبت را به وجود میآورد. بین اعضای خانواده تعامل مثبت وجود دارد، میزان استرس و مشکلات افراد خانواده را بواسطه روش حل مشکل به صفر میرساند و به نحوی که انعطاف پذیری و انسجام بیشتری در روابط اعضا حاکم شود، آنها را حل و فصل میکند»
تعریف خانواده موفق در جامعه امروز بسیار گستردهتر از قبل شده است و محققان و روانشناسان حوزه خانواده، جنبههای بیشتری را برای ارزیابی خانواده در نظر میگیرند. خانواده موفق میتواند منبع، حمایت، عشق و آرامش و امنیت باشد به طوری که شرایط سخت چالشهای بزرگ را آسانتر میکند.
در هیچ موقعیتی موفقیت خود به خود اتفاق نمیافتد، از جمله روابط خانوادگی. برای داشتن خانواده موفق مانند سایر موقعیتها برای رسیدن به موفقیت اصولی باید تلاش کرد. یکی از راههای داشتن ارتباط موفق، آگاهی از ویژگی خانواده موفق است. ما در چنین شرایطی باید نقاط ضعف و قوت را در خانواده خود شناسایی کرده و به رفع این نقاط یا تقویت آنها اهتمام ورزیم. در ادامه مقاله به ویژگی خانواده موفق میپردازیم.

ویژگیهای یک خانواده موفق
در خانواده موفق، اعضای برای یکدیگر وقت میگذارند.
هر یک از اعضای خانواده مشغلههای خاص خود را دارند، مانند کار، مدرسه، رسیدگی به امور منزل. اما در یک خانواده موفق با وجود تمام این مشغلهها برای یکدیگر وقت میگذارند. حتی اگر سرشان بسیار شلوغ باشد، زمانی را خالی کرده تا بتوانند آن را به خانواده اختصاص دهند. با این کار نشان میدهند که برای همدیگر ارزش قائل هستند. این موضوع موجب دلگرمی اعضای خانواده میشود.
با هم فیلم یا سریال تماشا میکنند، پیادهروی خانوادگی، ورزش خانوادگی، انجام بازی و … از جمله مواردی است که سبب میشود اعضای خانواده از بودن در کنار هم لذت ببرند.
اعضای خانواده موفق در سختی در کنار یکدیگر هستند.
در همه خانوادهها، مشکلات و سختیهایی وجود دارد و این امر تا حدی طبیعی است. برای مثال بیماری یک از اعضای خانواده، از دست دادن شغل، مشکلات مالی، از دست دادن عزیز و غیره. اما ویژگی یک خانواده موفق این است که یکدیگر را تنها نمیگذارند. آنها تا زمان عبور از بحران در کنار یکدیگر هستند.
اعضای خانواده موفق قدردان یکدیگر هستند.
یکی از ویژگیهای مثبت در خانواده موفق این است که بابت رفتار مثبت یکی از اعضای خانواده از او قدردانی میکنند. حتی با تشویق به او انگیزه میدهند تا به راهش ادامه دهد. این کار موجب بالا رفتن حس اعتماد به نفس در فرد میشود.
قدردانی هم باید به صورت زبانی و هم عملی باشد. برای مثال اگر همسرتان غذایی درست کرده، از او تشکر کنید. یا اگر زمانی که فرزندتان درانجام کارهای خانه به شما کمک کرد از او تشکر کنید. هر روز به اعضای خانواده یادآوری کنید عزیز هستند و با زبان عشق و صمیمیت با آنها صحبت کنید.

اعضای خانواده موفق به منفعت همه اعضا فکر میکنند.
اعضای خانواده موفق، منفعت همه اعضای خانواده را در تصمیمگیریها ملاک قرار میدهند. بعضا امکان دارد که در این میان از خودگذشتگی هم داشته باشند. برای مثال وقتی از کار خود میزنند تا بتوانند با خانواده وقت بگذرانند.
اعضای خانواده موفق، اختلافات را در کوتاهترین زمان ممکن حل و فصل میکنند.
در همه خانوادهها جر و بحث و کشمکش به وجود میآید، حتی در یک خانواده موفق. اما ویژگی خانواده موفق این است که اجازه نمیدهد مشکل یا مسئله ریشهدار شود. در چنین خانوادهایی افراد درباره موضوع مورد بحث به صورت مفصل با هم صحبت میکنند تا به نتیجه برسند.
در چنین خانوادهای درگیری خیلی زود حل و فصل شده، فرد مقصر عذرخواهی کرده و مسئولیت اشتباهش را میپذیرد. البته که اعضا باید به صورت مسالمت آمیز و با احترام با یکدیگر صحبت کنند تا به نتیجه برسند.
از رویکرد حل مسئله برای حل مشکلات استفاده میکنند.
در خانواده موفق به دلیل داشتن مهارت حل مسئله میتوانند در زمان مشکلات به یکدیگر کمک کنند تا خانواده از بحران خارج شود. اگر هم حتی مسئلهای غیرقابل حل یا سخت باشد کمک میکنند تا با شرایط جدید کنار بیایند.
بین اعضای خانواده موفق مرزبندی سالم وجود دارد.
در یک خانواده موفق افراد در عین صمیمیت و احترامی که نسبت به یکدیگر دارند، از مرزبندیهای صحیحی برخوردار هستند. آنها میدانند چطور بین صمیمیت اعضا و استقلال هر یک از اعضا تعادل ایجاد کنند. در این خانوادهها اعضا حریم خصوصی دارند و کسی نمیتواند دخالتهای نابجا در این حریم داشته باشد.
در خانواده موفق، اعضا آموختهاند از یکدیگر عذرخواهی کنند.
در یک خانواده موفق، اگر کسی خطایی انجام دهد، عذرخواهی میکند. حتی پدر و مادر نیز در صورتی که لازم است از فرزندان خود عذرخواهی میکنند تا به آنها بیاموزند افراد ممکن است خطایی مرتکب شوند. اما مهم این است که خطای خود را بپذیرند، بابت آن خطا عذرخواهی کنند و دیگر آن خطا را تکرار نکنند.

در خانواده موفق، پدر و مادر کنترلگر نیستند.
در خانوادههای بسیاری دیدهایم که پدر و مادر با زور و اجبار میخواهند فرزند خود را مطابق سلیقه و مصلحت خود تربیت کنند. یا به خاطر ترس اجازه ریسک کردن را به فرزند خود نمیدهند.
برخی از پدر و مادرها کمالگرا هستند و میخواهند فرزندشان از کودکی همانند یک مرد یا زن کامل رفتار کند. برخی دیگر دائما در حال امر و نهی هستند و برخی دیگر کاملا بیخیال، به فرزند خود بیاعتنا هستند و اصلا به رفتار یا کارهایی که فرزندشان انجام میدهد، کوچکترین اهمیتی نمیدهند.
اما در یک خانواده موفق، پدر و مادر عزت نفس دارند و برای عزت نفس فرزند خود نیز ارزش قائلاند. این باور را دارند که لازم نیست زندگی فرزندشان کاملا مطابق سلیقه آنها باشد و فرزند دائم در حال جلب رضایت آنها باشد.
در خانواده موفق، اعضا مسئولیتپذیرند.
در یک خانواده موفق، همه اعضا خود را اعضای یک تیم میدانند و علاوه بر اینکه وظایف خود را به عنوان یکی از اعضای تیم پذیرفتهاند، تمام سعی و تلاش خود را میکنند که به بهترین نحو، وظیفه خود را انجام دهند. هیچکس از وظایف محول شده فرار نمیکند و سعی ندارد وظایف خود را بر دوش بقیه بگذارد.

در خانواده موفق استرس کمتری وجود دارد.
هر انسانی آرزوی داشتن یک زندگی آرام دارد. البته زندگی آرام به معنی این نیست که همه چیز، همیشه بر وفق مراد پیش میرود، ولی در چنین خانوادهای که استرس کمتری وجود دارد، مشکلات بهتر و راحتتر سپری حل و فصل میشوند. دلیل این موضوع، این است که استرس فضای زیادی از ذهن افراد را به خود مشغول میکند و اجازه نمیدهد فرد هنگام بروز مشکلات تصمیم دستی بگیرد.
اما در خانواده موفق که همه با هم دوست هستند، قطعا میتوانند حامی هم در مشکلات باشند و به حل این مسائل کمک کنند یا لااقل به یکدیگر دلداری بدهند.
در خانواده موفق همه چیز در حد اعتدال است.
در چنین خانوادهای به فرزند خود حق انتخاب، اظهارنظر، ابزار وجود و غیره میدهند، نه اینکه فرزند خود را دائما سرکوب کنند.
همچنین در چنین خانوادهای سیستم امر و نهی و سیستم بردگی والدین نیز وجود ندارد.که پدر و مادر با از خودگذشتگی بیجا و مکرر، در حال نادیده گرفتن خودشان باشند تا به بچهها آرامش دهند. چون میدانند تن دادن به تمام خواستههای فرزند، آنها را تبدیل به یک خانواده فرزند محور میکند.
چطور یک خانواده موفق داشته باشیم؟
در دهههای گذشته خانوادهای که با داشتن چندین فرزند در یک جایی خارج از شلوغی زندگی میکرد و زندگی آرامی داشت، خانوادهای موفق تلقی میشد. اما در چند نسل اخیر، تعریف روانشناسان از خانواده موفق دستخوش تغییر شده است. امروزه تعریف خانواده موفق گستردهتر از دهههای قبل است و جنبههای دیگری برای ارزیابی خانواده موفق در نظر گرفته میشود.
در ادامه به نکاتی میپردازیم که با استفاده از آنها بتوانیم یک خانواده مدرن امروزی را به یک خانواده شاد و موفق تبدیل کنیم. نکاتی که در ادامه میآید نکاتی هستند که سالیان متمادی مورد آزمایش قرار گرفتهاند و برای ساختن یک خانواده موفق میتوانید آنها را اجرا کنید.
1-ایجاد رابطه مثبت و سازنده با فرزندان
یک خانواده موفق بیش از هر چیز به والدین یا بزرگترهایی نیازمند است که الگوی خوبی برای فرزندان خانواده باشند. در اینجا بیشتر تاکید بر نقش پدر و مادرها است اما خب برخی موارد پدربزرگها و مادربزرگها و سایر بستگان نیز میتوانند نقش یک بزرگتر را ایفا کنند. هر چند نقش پدر و مادر در این میان موثرتر است.
راهکارهایی برای ایجاد رابطه مثبت و سازنده با فرزندان که والدین باید انجام دهند:
1-1- به فرزندان خود اعتماد کنید.
همیشه قرار نیست پدر و مادر تصمیمگیرنده باشد. گاهی مواقع اجازه دهید فرزندان برای شما انتخاب کنند. مثلا مکانی که میخواهید به گردش بروید، رستورانی که امشب میخواهید بروید و … را اجازه دهید بچهها انتخاب کنند.
1-2- به فرزندان این اطمینان را بدهید که همواره دوستشان خواهید داشت.
مواقعی که فرزندتان کار اشتباهی میکند نباید به او بگویید دیگر دوستش ندارید یا کاری کنید که احساس ناامنی به او دست دهد. بپذیرید که او نیز یک انسان است و مانند هر انسان دیگری ممکن است اشتباه یا خطایی انجام دهد. باید بپذیرید که اشتباه در هر سنی رخ میدهد. چه بسا کودکان اشتباهات خود را از روی ناآگاهی انجام میدهند. اینجا شما باید با رفتاری درست، این موضوع را به آنها گوشزد کنید در عین حال به آنها بفهمانید که دوستشان دارید.
1-3-به فرزندان آزادی بیشتری بدهید.
همزمان که فرزندانتان رشد میکنند و بزرگتر میشوند، آزادی بیشتری به آنها بدهید. برای مثال اجازه دهید لباس را خودشان انتخاب کنند، یا زمان بازی و استراحت را خودشان تعیین کنند.

2-سنتهای خانوادگی داشته باشید.
یکی از راههای داشتن خانواده موفق، برپایی سنتهای خانوادگی مانند دورهمیهای خانوادگی است. این سنتها باعث ایجاد استحکام در روابط اعضای خانواده میشود.
برنامهریزی برای این موارد منجر به تقویت روابط بین فردی میشود. در این میان بزرگترها نیز میتوانند تجربیات خود را با در سایرین به اشتراک بگذارند.
3- یک وعده از ناهار یا شام را با خانواده بگذرانید.
در دنیای مدرن، تعداد افراد شاغل در یک خانواده بیشتر شده است. بنابراین کمتر میتوان در یک وعده ناهار یا شام، همه افراد خانواده را دور میز جمع کرد. همین باعث شده است تا اعضای خانواده از یکدیگر فاصله بگیرند. اگر بتوانید برنامهای بچینید که هر روز همه اعضای انواده حداقل یک وعده بخصوص وعده شام را دور هم باشند، بسیار در روند ساختن یک خانواده موفق مفید خواهد بود. حداقل اثر این کار این است که اعضا از حال یکدیگر با خبر میشوند.
به یاد داشته باشید در این زمان قرار است اعضای خانواده در کنار یکدیگر احساس راحتی داشته باشند پس از طرح موضوعات جنجال برانگیز پرهیز شود و به زمان دیگری موکول گردد. تا جای دیگر سعی کنید خبرهای خوب را در سر میز بازگو کنید.
4- خاطرات خانوادگی را مرور کنید.
مسلما کودکانی که با داستانها و تجربیات خانوادگی بزرگ میشوند در آینده افراد پختهتری در مسائل پیش رو خواهند بود. با استفاده از شنیدن خاطرات خانوادگی، بچهها تجربیات مختلفی را به صورت منفعل کسب میکنند که میتوانند در شرایط مشابه به کار گیرند.
وقتی فرزندان به تجربیات والدین خود گوش میدهند، پی میبرند والدین نیز اتفاقات متفاوتی را پشت سر گذاشتهاند. همین موضوع سبب میشود به آینده امیدوار باشند و هدفمند زندگی کنند.
5-ارتباطات چند بعدی
ارتباطات چند بعدی یعنی صحبت کردن درباره موضوعاتی نظیر مسائل اقتصادی، اجتماعی یا اتفاقات مهم روزمره است. این موضوع باعث میشود توانائیهای ارتباطی اعضای خانواده تقویت شود و ارتباط گرفتن با آنها به سهولت انجام شود. به یاد داشته باشید که در دنیای کنونی مهارتهای ارتباطی حرف اول را میزند و هر چه بیشتر این مهارتها را به فرزندان خود آموزش دهید، کمک زیادی به آینده آنها نمودهاید.
کلام پایانی
اگر بخواهیم ویژگی عمده یک خانواده موفق را توصیف کنیم، توانایی تربیت یک نسل ایدهآل میتواند شاخصه مهم یک خانواده موفق باشد. زمانی که به دوران سالمندی رسیدید و شاهد این بودید که فرزندانی موفق را پرورش دادهاید که میتوانند از پس زندگی خود برآیند، آنگاه طعم اصلی خوشبختی را خواهید چشید و متوجه میشوید وقتی توانایی اداره زندگی خود را دارند خود به خود آرامش وارد زندگی شما هم خواهد شد.
