اختلال وسواس چیست؟
اختلال وسواس، به مجموعهای از افکار غیرارادی گفته میشود که شخص مجبور میشود در جهت کاهش فشار و اضطراب، اقدامات خاصی را در مورد خود یا دیگران تکرار کند. این اختلال معمولا در اثر دلواپسیهای غیرمعمول در مورد محیط اطراف و اشخاصی که در کنار فرد هستند، ایجاد میشود. دلواپسی در خصوص آلودگی اجسام یا محیط، دلواپسی درباره بینظمی یا عدم تقارن وسایل، ترس از دست دادن افرادی که دوستشان داریم، موجب بروز اعمال وسواس گونه خواهند شد.
شخصی که به اختلال وسواس مبتلاست اعمال خاصی را به صورت مداوم تکرار میکند. این اعمال شامل نظافت، بررسی وسایل، نظم بخشیدن به وسایل، پیگیری یک شخص میباشد. در این زمان فرد به غیرارادی بودن اعمال خویش آگاه است اما نمیتواند این اعمال و رفتارها را متوقف کند.
2 ویژگی اصلی اختلال وسواس
اختلال وسواس دو ویژگی اصلی دارد، این دو ویژگی عبارتند از الزام و تکرار مداوم اعمال.
فرد دچار اختلال وسواس به طور مکرر دست به یک عمل خاص میزند، فرد مبتلا به اختلال وسواس حس میکند، رفتار درستی دارد و حتی تصور میکند که این اطرافیان هستند که او را درک نمیکنند. او خود را بطور مداوم ملزم میداند تا وسایل را تمیز کند، یا با اطرافیان خود تماس بگیرد. اما دقیقا نمیداند چرا؟
روانشناسان، اختلال وسواس را نوعی اختلال روانی میدانند که روی شخصیت فرد تاثیر منفی نمیگذارد و فرد کاملا آگاهانه این رفتارهای وسواس گونه را انجام داده و حین انجام آنها هوشیار است. اختلال وسواس، بر روی رفتار و تعادل روانی فرد تاثیر منفی میگذارد و سازگاری این افراد را با محیط پیرامون با مشکل مواجه میکند.
از طرف دیگر به نظر روانشناسان، اختلال وسواس یک رفتار ذاتی و غیرارادی است و از این اختلال با عنوان فکر، غرایز درونی یا یک طرز فکر اشتباه یاد میکنند. از نظر رواندرمانگران، اختلال وسواس، افراد را به خود درگیر کرده، اراده آنها را میگیرد تا آنجا که فرد مجبور است اعمالی را برخلاف علاقه خود انجام دهد و قادر نیست به راحتی این رفتارها را متوقف کند.

علت اختلال وسواس
منشا اختلال وسواس را میتوان تا حد بسیاری وراثت دانست. اکثر اختلالاتی از این دست از عوامل ژنتیکی نشات میگیرند و البته به ندرت میتوان مواردی را یافت که اختلال وسواس، به صورت خود به خود و بدون دخالت عامل وراثت در فرد بروز کند.
مسائل ناخوشایند و پیشآمدهای زندگی که به افسردگی منجر میشوند، یکی دیگر از ریشههای اختلال وسواس هستند.. افسردگی از طریق تاثیر منفی بر اعتماد به نفس، عزت نفس، کمرویی در برقراری ارتباط اجتماعی، حس بیکفایتی و بالا رفتن سطح انتظار فرد از محیط پیرامون میتواند منجر به اختلال افسردگی شود.
اختلال وسواس اغلب همزمان با دوران بلوغ فرد شکل میگیرد و رشد تدریجی آن هم از همین زمان آغاز میشود. زمان موثر برای درمان این اختلال، همان دوران بلوغ است. هر چه از حضور این اختلال در فرد، زمان بیشتری بگذرد، شدت بیشتری مییابد و ابعاد بیشتری از زندگی فرد را تحت تاثیر قرار میدهد و درمان به مراتب بیشتری خواهد داشت.
تحقیقاتی که انجام شده نشان میدهد اختلال وسواس با میزان هوش افراد رابطه مستقیمی دارد. افرادی که ضریب هوشی متوسط به بالا دارند، 50 درصد بیشتر دچار اختلال وسواس میگردند. همچنین افرادی که حساسیت زیادی نسبت به زندگی دارند( وابستگیهای شدید، انضباط بیش از حد) اختلال وسواس را بیشتر از خود نشان میدهند.
انواع اختلال وسواس
1-وسواس فکری
اختلال وسواس فکری، ریشه در یک یا چند فکر مزاحم دارد. منظور از وسواس فکری در واقع افکاری است که دائما به سراغ فرد میآید در حالی که فرد مبتلا به این وسواس، تمایلی به فکر کردن درباره این موضوعات ندارد. اما قادر به کنترل افکار و ذهن خود نیست. در وسواس فکری، فرد قصد دارد که افکار خود را به نتیجهای برساند اما به هدف خود نرسیده و نتیجهای حاصل نمیشود.
انواع وسواس فکری:
وسواس فکری سلامتی
در این نوع وسواس فکری، شخص به طور مداوم به بدن و سلامتی خود فکر میکند. و گاهی با کوچکترین و بیاهمیتترین علائم تصور میکند مشکل جدی و حادی دارد و باید حتما به پزشک مراجعه کند.
وسواس فکری درباره حال یا گذشته
در چنین وسواسی، فرد با خود میگوید کاش کاری را در گذشته انجام نمیدادم؟ کاش کاری را انجام نمیدادم؟ آیا کاری که انجام دادم درست بود یا نه؟ حالا باید چه کاری انجام دهم؟ کدام کار بهتر است؟ این دسته از افراد گاهی در رابطه با اعتقادات خود دچار تردید میشود. به شکلی که ممکن است در وجود خدا تردید داشته باشد.
افکار افراطی
منظور از افکار افراطی تفکر درباره اتفاقات ناخوشایند، مرگ نزدیکان، انجام اعمال ریاضی در ذهن به طور مداوم و… است. چنین رفتارهایی تنها موجب فشار به اعصاب و روان است.
نشخوار ذهنی
نشخوار ذهنی اصطلاحی است که برای توصیف همه افکار مزاحم وسواسی استفاده میشود. نشخوار ذهنی در واقع افکار طولانی در مورد یک سوال یا موضوعی غیر مفید است. این وسواس باعث میشود فرد زمان زیادی را صرف نگرانی، تجزیه و تحلیل و تلاش برای درک یا شفاف سازی یک فکر یا موضوع خاص کند.
2-وسواس فکری- عملی
از معنی این وسواس میتوان پی برد که در آن شخص به قدری فکر میکند که در نهایت مجبور به انجام کاری میشود. در بعضی افراد تکرار عمل به چشم میخورد. به طور مثال برخی از افراد درباره شستن دستها یا حمام کردن فرد دچار وسواس عملی میشود. یعنی بیش از حد مجاز این عمل را تکرار میکند، در حالی که میداند این اقدام کاملا غیرمنطقی است، اما قادر به توقف آن رفتارها نیستند. شروع و پایان اعمال اجباری در این نوع اختلال، خارج از کنترل افراد مبتلا است و میتواند برای مدت کوتاهی حس آزادی و سبکی در فرد به وجود آورند. در موارد پیشرفته این اختلال، شخصی که دچار وسواس فکری عملی است ممکن اقدام به خودکشی یا دگرکشی نماید.
نظافت و شستشوی مکرر
از آنجائی که خانمها بیشتر با مسئله پاکیزگی درگیر هستند، این طور تصور میشد که خانمها بیشتر به این نوع وسواس دچار میشوند، اما امروزه ثابت شده است، تفاوت چندانی بین ابتلای خانمها و آقایان به این وسواس وجود ندارد. در این نوع وسواس فرد احساس میکند همواره در معرض آلودگیها، میکروبها، ویروسها، زباله، مواد آلاینده و گرد و غبار قرار دارد و به همین دلیل باید خود و دیگر اجسام را به طور مداوم تمیز کند.
انحراف در رفتار
در این نوع وسواس، فرد بعد از اینکه یک عمل ناشایست انجام میدهد، احساس سبکی بدست میآورد. برای مثال زمانی که فرد بدون هیچ دلیل با افراد مختلف درگیری لفظی و یا فیزیکی پیدا میکند پس از پایان درگیری حس سبکی به او دست میدهد.
نظم و تقارن
نام این وسواس گویای همه چیز است. فردی که به این وسواس مبتلاست باید تمام وسایلش قرینه و دارای تقارن باشند. همچنین این افراد با بینظمی و شلوغی بسیار آزرده خاطر و مضطرب میشوند. این افراد چنان زمان خود را صرف نظم دادن به وسایل و محیط اطراف خود میکنند، که از دیگر فعالیتهای روزمره باز میمانند.
شمارش
در این نوع وسواس، فرد نسبت به شمارش اشیا، پول، پله و هر چیزی که قابل شمارش باشد و در طول شبانهروز با آن سروکار داشته باشد افراط به خرج داده و به طور مداوم حس میکند اشتباه شمرده است. پس دوباره اقدام به شمارش میکند.
بیقراری
فرد آرام و قرار ندارد و خود را ملزم میداند که حرکت کند. بنابراین فرد خود را وادار به قدم زدن میکند.
انبار کردن (احتکار)
این افراد با اتکا به ضرب المثل هر چیزی که خوار آید روزی به کار آید، هر چیزی که لازم ندارند، انبار میکنند. ناتوانی این افراد در دور انداختن اشیا بیفایده یا کهنه است. این اختلال معمولا با عنوان احتکار شناخته میشود. این افراد تصور میکنند روزی این وسایل بیارزش به دردشان خواهد خورد به همین علت از دور انداختن این وسائل اجتناب میکنند.
همیشه بهتر بودن (کمالگرایی)
این مورد بسته به واکنشی که از خود نشان میدهد میتواند اختلال وسواس فکری یا وسواس عملی باشد. در این نوع وسواس فرد میخواهد بهترین باشد و این موضوع کل ذهن او را درگیر میکند. اما در برخی مواقع در قالب عمل درآمده و فرد مرتب تلاش میکند بهترین باشد. و این موضوع در ابعاد گسترده، آسیب زیادی به زندگی و حرفهای او وارد میکند.
وسواس چک کردن
در این نوع وسواس فرد مبتلا مواردی مانند قفل در، گاز، دزدگیر ماشین و… را به دفعات بررسی میکند. این کار گاهی مواقع تا دهها بار تکرار میشود. حتی این افراد برای مدتی به آن شی خیره میشوند تا احساس راحتی بیشتری پیدا کنند.
3-وسواس کنترل
فردی که مبتلا به وسواس کنترلی هستند، تمایل روانی به برقراری کنترل بر رویدادها و افراد اطراف خود دارند. این حتی شامل شرایطی که قابل تغییر یا حتی کنترل نیست نیز میشود. نیاز به کنترل میتواند از مشکلات روانی عمیقتری نظیر اختلال وسواسی-اجباری (OCD)، اختلالات اضطرابی یا اختلالات شخصیتی نشأت گیرد.
درمان اختلال وسواس
کلا وسواس از دو طریق درمان میشود:
- مشاوره روانشناسی
- دارو درمانی توسط روانپزشک
بسیاری از اختلالات وسواس توسط روانشناس و طی جلسات روان درمانی به طور قطعی درمان میشود. به همین دلیل برای درمان بیماری وسواس ابتدا باید به یک رواندرمانگر مراجعه نمایند. اما اگر شدت بیماری زیاد باشد، روانشناس، بیمار را به روانپزشک متخصص ارجاع میدهد تا بیماری وسواس با مصرف دارو درمان گردد.
در رفتار درمانی از مواجه سازی و بازداری پاسخ، حساسیت زدایی منظم، بازداری اندیشه، غرقه سازی و ایجاد بیزاری برای درمان اختلال وسواس استفاده میشود.

کلام پایانی
اختلال وسواس، مجموعهای از رفتارهاست که شخص میداند رفتار، اعمال و افکار او غیرمنطقی است، با این وجود، کنترلی بر این رفتارها یا خاتمه دادن به آنها ندارد. اختلال وسواس انواع مختلفی دارد که هر شخص با توجه به شرایطی که در گذشته یا حال دارد؛ ممکن است به نوعی از آن مبتلا شود. سر منشا این اختلال ژنتیک یا وراثت است، این اختلال بیشتر در دوران بلوغ آشکار میشود و بهتر است از همین زمان نسبت به درمان اختلال مراجعه کرد. این اختلال قابل درمان است و با جلسات مشاوره یا دارو درمانی میتوان این اختلال را درمان نمود.
